شمس سراج عفيف
386
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
اين مورخ ايشان را ديده بود - و اين علامات يكي از عجائبات است * * ابيات * نميداني كه از بهر چه تقدير * * ترا بر لوح هستي كرد تصوير ز بهرآنكه در خدمت شتابي * * بيك لحظه سر از خدمت نتابي اكنون شرح داده آيد از حيوانات عجيب - از قدرت حضرت آله جل جلاله گوسپندى « 2 » با سه پا در عهد دولت سلطان فيروز شاه آوردند - اين مورخ آن گوسپند را ديده بود - رنگ ابلق داشت - آن گوسپند را دو دست بود و يك پاي - و بجاي پاي دوم بقياس پستان مادهء گاو يك پستان شكل ديده ميشد - و آن گوسپند اين چنين بود كه با سه پا درين « 3 » راه بمراد خود ميتوانست رفت - علف و آب بمراد خود مىخورد - چندگاه آن گوسپند پيش دربار شهنشاه بسته بودند - بلكه در ميان « 4 » كوشك فيروزآباد ميداشتند - تا خلائق بهبينند - و تماشاي قدرت حق جلاله كنند - [ افسانهء زاغ سياه با نول و پايهاي لعل ] - در عهد دولت سلطان فيروز شاه يك زاغي سياه « 5 » را آوردند - كه تمام وجود او سياه « 6 » بود مگر نول و پايها لعل داشت اين چنين زاغ اعجوبهء جهان و نادرهء دوران باشد - زيراچه زاغان زمانهء ما تمام سياهاند بر طريقهء دودرنگ « 7 » - و نولها و پايهاى ايشان نيز سياه
--> ( 2 ن ) گوسپندى با سه پا آوردند - اين مورخ * ( 3 ن ) در راه خود ميتوان رفت * ( 4 ن ) درون * ( 5 ن ) سياهى * ( 6 ن ) سياه و كشن * ( 7 ن ) دو درنگ *